<< هواپیمای مورد نظر حامل تعداد زیادی خبرنگار و عکاس بوده >> گوشم زنگ میزند محمد محمد محمد خیر خواه موبایلم را روشن میکنم تا بیایم شماره را بگیرم به یاهو مسنجر هم سر میزنم آخر محمد خیر خواه در لیستم جای دارد آهی از ته دل میکشم تلفن را قطع میکنم محمد در اینترنت است چراغ روشن زردش بیشتر از همیشه چشمک میزند به هوای اینکه مزاحمش نشوم چون میدانم در این جور مواقع چه کارهایی دارد پی خبر های جدید را میگیرم.
حالا ساعت ۹ شب است حالم بدجوری گرفته آخر اگر دوستمان نبودند اما کلی مدیونیم روبروی تلویزیون مینشینم صبر کنید آهسته اسامی را میخوانند : .................حمید رضا خیرخواه........از جایم به سقف میچسبم اگر اغراق نباشد سفید شده ام یعنی اسم اشتباه است یعنی آخر پس شخصی که داشت در اینترنت گشت میزد حالا دیگر واجب شده تلفن را بر میدارم شماره محمد خیرخواه را میگیرم منتظرم جواب بده جواب بده............سلام شهاب جان.................................آخیش با اینکه هنوز آنقدر نمیشناسمت اما ................. حالا خیالم راحت شد صدایش آرامش داد اما لرزان بود میگفت دارم میروم ایسنا آخر حسن قریب هم فوت شده و........

حسن قریب عکس از عکاسه
شب را با سختی میگذرانم تا ساعت ۲ صبح تلویزیون را این کانال اون کانال میکنم شاید خبر های جدید تری هم ببینم و بشنوم و آرام خوابم میبرد.......
ساعت ۸ صبح است در جایم غلط میزنم میچرخم حالت خواب و بیدار را دارم صبح بخیر ایران مثل همیشه دارد از خواب بیدارم میکند اما این چه صحبتهایی است که میشنوم از جایم سریع بر میخیزم انگار لذت خواب از سرم پریده روبرویم یک عکس میینم آری حمید رضا خیر خواه آخ چرا دیشب به فکرم نرسیده بود همان مجری همیشگی صبح بخیر ایران .
امروز حمید رضا خیرخواه و بقیه همراهانشان در آسمانها به هم صبح بخیر گفتند.