تبليغاتX
برعکس
طراحی گرافیک

news

یک کارتون از امین منتظری / برام جالب بود

cartoons

هادی تونز

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 13:8 | لینک  | 

news

فرهنگستان زبان و ادب فارسي كلمه " فاوا" را به عنوان جايگزين عبارت " فناوري اطلاعات و ارتباطات " انتخاب و تصويب كرد.

ertebatat

نماينده فرهنگستان زبان و ادب فارسي در گروه " واژه گزيني رايانه و فناوري اطلاعات" روز دوشنبه با اعلام اين خبر به ايرنا گفت: طبق آخرين مصوبات، كلمه " فا" به عنوان جايگزين "فناوري اطلاعات"(‪ (IT‬و كلمه "فاوا" به عنوان جايگزين عبارت " فناوري اطلاعات و ارتباطات "(‪ (ICT‬انتخاب شدند.

" علي مهرامي " بيان داشت: اين كلمات جديد به منظور تلفظ راحت تر و ترويج بهتر اين عبارات در ميان عموم مردم ايجاد شده است.

وي يادآور شد: تاكنون بيش از ‪ ۵۰۰‬عبارت انگليسي حوزه رايانه و فناوري اطلاعات (رافا) توسط فرهنگستان معادل‌سازي فارسي شده است كه آخرين سري معادل‌سازي شده در ماه گذشته شامل ‪ ۶۷‬عبارت و كلمه بود.

وي برخي از معادلات ايجاد شده را "درگاهك" به‌جاي "‪" ، "PORT‬اشكال" به‌جاي "‪" ،"BUG‬پرده‌بان" به‌جاي "‪" ،"SCREEN SAVER‬روز آمد" به جاي "‪،"UPDATE‬ "ارتقاء" به‌جاي "‪" ،"UPGRADING‬نشاني قرارداد اينترنت" به‌جاي "‪"IP ADDRESS‬ ، "آوا-‪ "۳‬به‌جاي "‪" ،"MP3‬نماوا" به‌جاي "‪ "MPEG‬و "نماديس" به جاي "‪"JPEG‬ عنوان كرد.

مهرامي تصريح كرد: فرهنگستان براي برخي از كلمات حوزه فناوري اطلاعات معادل‌سازي فارسي نكرد و همان كلمات انگليسي را به دليل رواج آنها در ميان مردم و نبودن معادل فارسي مناسب تصويب كرد.

وي برخي از اين اصطلاحات ماندگار را "وب"(‪" ،(WEB‬اينترنت"(‪،(INTERNET‬ "بيت"(‪" ، (BIT‬بايت"(‪ (BITE‬و "كد"(‪ (CODE‬دانست.

به گفته وي تا پايان سال نيز براي حدود يك هزار لغت انگليسي در حوزه "تجارت الكترونيكي" و "آموزش الكترونيكي" معادل‌سازي فارسي مي‌شود.

مهرامي مرحله اول معادل‌سازي را "رصد كردن" اعلام كرد و گفت: ما با مطالعه نشريات و روزنامه‌ها لغات انگليسي به كار رفته يا برخي عبارات خاص را جمع‌آوري و سپس آنها را اولويت بندي مي‌كنيم.

وي اين اولويت‌بندي را بر اساس عمومي و پايه‌اي بودن لغات دانست و بيان داشت: لغات "عمومي" ميان مردم رواج يافته‌اند و لغات "پايه‌اي" پيش نياز يادگيري علوم هستند لذا اين دو گروه نسبت به لغات "تخصصي" در اولويت قرار دارند.

وي مرحله بعد را يافتن معادل فارسي براي لغات جمع‌آوري شده توسط كارشناسان دانست و گفت: در اين مرحله امن‌ترين روش ترجمه تحت‌الفظي است.

كارشناس فرهنگستان زبان و ادب فارسي ادامه داد: اما اين روش هميشه پاسخگو نيست چرا كه ممكن است در ترجمه تحت‌الفظي، مفهوم عبارت به خوبي رسانده نشود يا معادل به دست آمده طولاني و داراي هجاهاي زياد باشد.

وي ظاهر، تعداد هجا، كوتاه بودن، شباهت آوايي به كلمه اصلي، رساندن مفهوم اوليه و اصلي، خوش آوايي و خوش ساختي را از پارامترهاي مهم براي يافتن معادل فارسي براي لغات دانست.

وي تصريح كرد: در معادل‌سازي سعي بر اين است كه تعداد هجا و بخشهاي معادل ايجاد شده از كلمه اصلي بيشتر نشود.

نماينده گروه رايانه و فناوري اطلاعات فرهنگستان، مراحل بعدي معادل‌سازي را تصويب معادلات انتخاب شده توسط شوراي واژه گزيني و شوراي فرهنگستان دانست و گفت: در آخرين مرحله مصوبات فرهنگستان توسط رييس جمهوري به تاييد مي‌رسد.

به گفته وي مصوبات فرهنگستان در گروه "رافا" به ارگانها و رسانه‌هاي فعال در اين حوزه از جمله شوراي عالي انفورماتيك، صدا و سيما، دانشگاهها و برخي نشريات تخصصي گزارش مي‌شود.

وي درباره انتقادات وارده نسبت به برخي معادلهاي فارسي ثقيل و نامفهوم گفت: اين معادلها ساخته فرهنگستان نيست.

مهراهي از عدم انتشار مطلوب مصوبات فرهنگستان توسط مطبوعات و صدا و سيما انتقاد كرد و گفت: برغم تاكيدهاي فراوان و ارسال گزارش براي آنها هنوز اهتمام چنداني براي ترويج معادلهاي فارسي صورت نگرفته است.

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 17:50 | لینک  | 

news

سلام

دیروز اختتامیه دهمین هفته فیلم و عکس قزوین برگزار شد و باز اتفاقی افتاد که نباید می افتاد 

movie

 شخصا نمی دونم چرا مسئولین برگزاری این گونه مراسمات اول فکر نمی کنند و اول تصمیم می گیرند / امسال در فراخوان هفته فیلم که از طرف دبیرخانه منتشر شده بود بخشهای زیادی برای دریافت جایزه پیش بینی شده بود که متاسفانه دیروز دیدم که ۲ بخش از اون حذف شده شاید به نظر بیاد نگارنده این متن قصد داره از حقوق خودش دفاع کنه /  بله من می خوام از حق خودم و خیلی های دیگه بگم  / آخر چه دلیلی برای این هست که وقتی پوستر و تیتراژ فیلم رو هم در جایگاهی برای دریافت جایزه قرار می دهیم  در روز اختتامیه به حذف اون بپردازیم آیا واقعا مسئولین برگزاری فکر نکرده تصمیم گرفته اند که اگر این طور هست متاسفم در شکل بعدی ماجرا می توان گفت که شاید هیچ پوستر و یا هیچ تیتراژی ارزش جایزه گرفتن رو نداشته که در این صورت دوستان محترم باید این قضیه رو در بالای سن اعلام می کردند در هر صورت چه این تصمیم متعلق به هیئت برگزاری و چه متعلق به هیئت داوری بود  اشتباه محض بود  اشتباهی که به شکل دیگری در همایش تئاتر جوان هم رخ داد در اونجا هم جشنواره در۳ بخش برگزار شد اما مثلا در قسمت انتخاب موسیقی از یک بخش تقدیر شد و.....

سر انجام امیدوارم مسئولین برگزار کننده این دست همایش ها قبل از نگارش فراخوان خود کمی بیاندیشند تا از بروز این شکل اتفاقات جلوگیری بشه.

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 11:24 | لینک  | 

news

سلام دیشب برای دیدن فیلمهای هفته فیلم قزوین به محل برگزاری رفته بودم که اتفاقا فیلمی از حمید نجفی هم پخش شد فیلمی که شخصا یکسال بود برای دیدنش منتظر بودم در هر صورت فیلم پخش شد و چیزی که دیدم غیر از اون چیزی بود که تصورش رو می کردم فیلمی که قرار بود راجع به موسیقی متال باشه تقریبا تبدیل شده بود به یک فیلم در مورد شخصی به نام علی که متال باز بود و مشکلات شخصی خودش رو عنوان می کرد راستش رو بخواهید فیلم مستند بود و علی ( نقش اصلی ) یکی از دوستان من

تاسف بار بود وقتی با یه آدم مدت یکسال هست دوست هستی و این همه مطلب رو راجع به اون نمیدونی آره علی خودکشی کرده و...... و حالا فیلم تموم شد و تنها چیزی که باقی موند علی بود که با جسارت تمام از این که این فرصت رو به حمید داده بود تا فیلمش رو بسازه خوشحال بود واقعا اگر ما هم این مسائل رو داشتیم جرات بیان کردن اون رو مقابل دوربین پیدا می کردیم ؟ شاید متال بودن یعنی همین! 

metall

در هر حال فیلم حمید فیلم خوبی در اومد و من شخصا با نوشته های بین تصویرها فقط مشکل داشتم و بقیه چیزها همون مسائلی بود که باید باشه  و در نهایت از حمید عزیز ممنونم

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 12:32 | لینک  | 

news

آنچه نازى ها نخواستند ببينند و به آتش كشيدند
با روى كار آمدن هيتلر در آلمان هنر مدرن نام هاى جديدى به خود گرفت، هنر يهودى هنر بلشويك و هنر مبتذل. در ۱۹۳۷ حزب نازى به پيشنهاد گوبلز و دستور هيتلر نمايشگاهى را به نام «هنر مبتذل» در مونيخ برپا كرد كه در ۱۱ شهر ديگر اتريش و آلمان هم برگزار شد. گوبلز از كلكسيون هاى شخصى گرفته تا موزه ها، همه را براى يافتن نمونه آثار هنر مدرن يا منحط تفتيش كرد و آنچه پيدا كرد ۱۶۵۵۸ اثر آبستره، اكسپرسيونيستى و آثار انتقادى بود. از آن همه ۶۵۰ اثر را براى نمايشگاه انتخاب كردند. بسيارى از آثار را ازجمله برخى از آثار ون گوگ و پيكاسو را با شاهكارهاى رئاليستى با بقيه كشورها عوض كردند، يا براى وارد كردن ارز به كشور، به خارجى ها فروختند، آنچه را هم باقى ماند به پيشنهاد فوهرر رئيس اداره هنرهاى زيباى حزب نازى، «در يك اقدام سمبليك» آتش زدند. به تازگى گالرى مادرن تيت در لندن آن نمايشگاه را در مقياس كوچكترى براى چند ماه برپا كرده است. منتقد هنرى گاردين به اين بهانه به «آنچه نازى ها نخواستند ببينند» پرداخته است.

pic

آدولف هيتلر نه تنها لطفى به فرهنگ آلمان نكرد، كه نفرينش هنوز هم آنقدر بر سر اين فرهنگ مانده كه حتى گوته، بتهوون و ديورر هم نتوانسته اند، اثرش را پايان دهند، هر چه باشد، هيتلر آنها را ستايش مى كرد. ما همانقدر شاهكار هنرى در آلمان داريم كه در بقيه دنيا. اما سال ها است كه نمى خواهيم اين را بپذيريم و اين را آلمان از لطف هيتلر دارد.
اين روزها اين نمايشگاه كوچك هنر آلمانى در لندن اين فرصت را برايمان به وجود مى آورد تا دستگيرمان شود كه چه چيزى را از دست داده ايم. شگفت آور اينكه راهنماى ما در اين كشف فوهرر نازى است.
بايد اعتراف كنم كه هيچ وقت كارهاى كارل اشميت روتلوف، توجهم را جلب نكرده است. نقاشى هايش از پرتره هايى با چشم هاى آبنباتى و بدن هاى استخوانى، هميشه برايم تصوير گنگى بود از اكسپرسيونيسم آلمانى. مثلاً در همين تابلو «زن با كيف»، چهره زن در نگاه اول و با كمى تحريف كاملاً بى گناه به نظر مى رسد، اما بعد از آن است كه مى بينى صورت زن، سخت و كشيده، برجستگى هاى نامتعارفى دارد و ناشيانه روى بدنش گذاشته شده است، متوجه مى شويد كه چيزى نامتعارف آنجاست و تازه آخر كار است كه شما مى فهميد سر اين زن يك ماسك آفريقايى است.
براى بسيارى از بازديد كنندگان اين اثر مى تواند يك اثر اصيل مدرنيستى باشد، اما نه شما بايد سعى كنيد اروتيسم و پستى نژادى آن را از چشمان هيتلر ببينيد تا منظور نمايشگاه هنر مبتذل را درك كنيد.در ۱۹۳۷ اشميت روتلوف از پايه گذاران گروه پيشتاز درسدن، بروك(پل)، بيش از ۵۰ اثرش در رسواترين اتفاق هنرى قرن بيستم، نمايشگاه هنر مبتذل، به نمايش گذاشته شده بود. نمايشگاهى كه شايد موفق ترين نمايشگاه هنر مدرن در تمام دوران ها باشد: يك ميليون بازديد كننده در طول شش هفته به علاوه يك ميليون ديگر كه موفق شدند نمايشگاه را طى گردش در ديگر شهرهاى آلمان و اتريش ببينند.
كارى كه همه آدم هاى تيز و باهوش آلمان در تابستان ۱۹۳۷ مى كردند پوزخند زدن به نقاشى هاى اشميت روتلف و ديگرانى چون ارنست لودويك كريخنر، ادوارد مونخ، اميل نولده، فرانتس مارك، ليونل فينيگر و مارك شگل بود. كارى كه در صورت پيروزى نازى همه مردم دنيا با نقاشى هاى مدرن مى كردند.
بله شرم آور بود و «مادرن تيت» هم آن را همين گونه مستند كرده است. با آثارى از همه كسانى كه در آن «نمايشگاه هنر مبتذل» اثر داشتند. تيت اين اتفاق را مثل يك تراژدى روايت مى كند، همان گونه كه بود، البته كه تراژيك است. نمايش اين آثار، روايت داستان يك شكست است، گرچه مى تواند جور ديگرى هم بازگو شود البته اگر ما بتوانيم نمايشگاه را با مقياس اصلى ببينيم، مى خواهم بگويم ارزشش را دارد، اگر كل نمايشگاه هنر مبتذل بازسازى شود، نگاهمان به هنر مدرن تغيير خواهد كرد.براى من هميشه نمايشگاه سال ۱۹۳۷ تقبيح جهانى هنرمدرن بود، در ۱۹۳۳ هيتلر در يك سخنرانى در نورنبرگ فوتوريسم و دادائيسم را به باد انتقاد گرفت، براى همين هم من در ذهنم خبرگان هنرى نازى را تصور مى كردم كه در اتاق هايى پر از آثار پيكاسو و ون گوگ و دوشامپ قدم مى زنند و به گونه تحقير آميز آثار را نگاه مى كنند. ولى آنچه در تيت مستند شده اين نيست، براى آنها هنر مبتذل خيلى بيشتر از اين حرف ها خانگى و آلمانى بود.دستور ۳۰ ژوئن ۱۹۳۷ هيتلر به گوبلز براى تفتيش موزه ها و كلكسيون هاى شخصى تاكيد مى كند. هيتلر هم مثل خيلى از هنرمندان ناكام خود را يك منتقد هنرى مى پنداشت و سال ۱۹۱۰ را هم به عنوان «سالى كه از آن پس همه ارزش هاى قابل تحسين رئاليسم و زيبايى به يكباره در هنر رو به افول نهاده است.» همان سالى كه شاخه جديد نئواكسپرسيونيست هاى برلين تشكيل شد، روزنامه هاى آن سال پر هستند از مقالات تحقيرآميز عليه معناگرايى اين جوانان هنرمند آلمانى، شايد هيتلر جوان، هنرمند آينده، در آن سال ها روزنامه ها را مى خوانده است.
نمايشگاه هنر مبتذل فقط حمله اى عليه مدرنيسم محسوب نمى شد، كه بيشتر حمله اى بود عليه مدرنيسم آلمانى، و هنرمندانى كه هيتلر بيمار مى خواندشان: «به نام مردم آلمان، اين وظيفه من است كه مانع پاگرفتن چيزى شوم كه به وضوح حكايت از ضعف و نقص در ديد دارند، مانع تلاش كسانى شوم كه مى خواهند اشتباه در مشاهداتشان را به اسم چيزهاى واقعى و به صورت چيزى كه به آن هنر مى گويند، به مردم قالب كنند.»
بنابراين اگر ما بتوانيم تمام نقاشى هاى اين نمايشگاه را، گرچه غير ممكن است، دوباره كنار هم بگذاريم، نه تمرينى از كيچ نازى كه به رغم خشونت و انزجارى كه نماينده آن است رازگشايى عظيمى خواهد بود درباره مدرنيسم آلمان.هنر مدرن آلمان مجموع كيفيت گسسته روشنفكرى سخت و خاص خودش و تركيبى است از اكسپرسيونيسم و دادائيسمى كه عليه اكسپرسيونيسم شوريده است، مجموعه بى نظيرى است از هنر مجادله آميز و دردسرساز.شايد بگوييد آلمان ها خود همين را مى خواستند، مدرنيسم فرانسوى در جهان خودش و با اعتماد به معانى خودش ادامه مى دهد.
هنر آلمانى نمى توانست در سنت بوهمى پاريس كار كند، مدرنيست هاى آلمانى آگاه به اينكه گروهى اقليت جوان در ميان ملتى هستند كه در پى يك جنگ ملى گرايانه است، كار مى كردند. همين هم هست كه تصادفى نيست اگر هنر مدرنيستى در آلمان اين همه چندپاره و از هم گسيخته است، آنها براى بى نظمى و آزار هرچه نظم و قاعده تصميمشان را گرفته بودند. درحالى كه حزب نازى به دنبال نظم بود، آنها بى نظمى را مى آفريدند و در واقع اگر بخواهيم هنر مدرن آلمان را در سه دهه آغاز قرن بيستم در چند كلمه توضيح دهيم بايد بگوييم: مبتذل و منحط، بله نامى كه نازى بر آنها نهاده بود از اين نظر كاملاً برازنده شان بود. به شرطى كه به جاى واژه تقبيح بنويسيم براى ستايش. به اين معنا هنر مدرن هيچ گاه به اندازه آن زمان آلمان هنر منحطى نبود، حتى پيش از آنكه هيتلر بر نگاه مبتذل آنها بر زيبايى تاكيد كند.شايد با بازسازى واقعى نمايشگاه هنر مبتذل نتيجه گيرى همه ما بعد از ديدن نمايشگاه اين باشد: زشتى زندگى است و زيبايى مرگ. هنر مدرن زشت است و زنده و هيتلر كه مناظر آرام و زيباى كلاسيك را مى پسنديد، مرده است.
بر گرفته از روزنامه شرق

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 14:46 | لینک  | 

news

با راهنمایی پرستار به انتهای کریدور طبقه دوم بیمارستان می روم. استاد با لوله سرمی در دستو با چهره ای رنجورتر و خسته تر از آن چه انتظارش را داشتم روی تخت دراز کشیده . با دیدن من سری تکان می دهد. عضلات صورتش هرچندثانیه از دردی که می کشد منقبض می شود. نمی تواند بلند صحبت کند. آرام می پرسد: از گجا فهمیدی من این جا بستری هستم؟ می گویم جایی خواندم و از کسی شنیدم.انگار تمام انرژی اش تحلیل رفته و برای ادای کلمات زحمت فراوانی را تحمل می کند.
به سختی می گوید:" من نمی توانم خیلی صحبت کنم، تو بگو من گوش می کنم." نگاهم می افتد به مقوایی که بالای تخت چسبانده اند و رویش نوشته اند:... اگر به سلامت بیمارتان علاقه دارید لطفا زمان ملاقاتتان بیش تر از ده دقیقه طول نکشد(یا چیزی با همین مضمون). پس من هنوز زمان دارم ... . کمی از دانشگاه می گویم، کمی از خودم. کمی از بازار گرافیک. رعشه های خفیفی را در انگشتانش حس می کنم. درد می آید و می رود. لحظه ای با خودم فکر می کنم: ... او مرتضی ممیز است. کسی که بی شک گرافیک امروز ایران متاثر از تلاش های فراوان او در زمینه آموزش آکادمیک و روش کار حرفه ای گرافیک است.
وقتی به چهره اش نگاه می کنم خاطرات سال های دور دانشکده در ذهنم تداعی می شود. حتی نگاهش برایم نوستالژی دارد. مرور خاطرات، مرا به کلاس چند سال پیش می برد و این جمله اش را به یاد می آورم که:" ... این ها که برایتان می گویم درس گرافیک نیست. درس زندگی است.. ."

momaiez

او مرتضی ممیز است. تنها و تکیده... با درد جانکاهش. به آرامی دست پیش می برم و انگشتانش را به وداع می فشارم. لحظه ای بعد  خود را بیرون از بیمارستان می یابم... ساعتی می گذرد. هنوز گرمای انگشتانش را در دستانم حس می کنم.

آرمان داودی
بر گرفته از سایت : هادی تونز

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 14:32 | لینک  | 

news

سلام

دیروز درگیر چاپ پوستر دهمین هفته فیلم و عکس بودم کار خوبی از آب در اومد خودم رو راضی کرد از شما هم دعوت می کنم پوستر رو ببینید و نظر بدید / امروز اختتامیه همایش تئاتر برگزار میشه و چراغ روشن تئاتر که بعد از مدتها ۶۰ شب روشن موند خاموش میشه و نمی دونم تا کی طول می کشه... / فردا هم برنامه مجله شفاهی ( برنامه در غالب تصویر و سخنرانی)هست موضوع این برنامه صلح و احتمالا آخرین مجله شفاهی می باشد.

news

 

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 12:22 | لینک  | 

new

احساس کردم شاید جالب باشه نتایج برگزیدگان ششمین همایش تئاتر جوان رو پیش بینی کنم پس دست به کار شدم و این نتایج به دست اومد خوشحال می شم نظراتتون و پیش بینی هاتون رو ببینم

بازیگری مرد : مرتضی رحمانی / کیوان حبیبی / محمد موسوی

بازیگر زن : مریم محمد خانی / اعظم عرفانی / نسرین اجمی

کارگردانی : حسین علیجانی / کیوان حبیبی / (متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم  / کارگردان نمایش خرس)

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 19:39 | لینک  |