تبليغاتX
برعکس
طراحی گرافیک

logo

سلام

سال نو رو به دوستان خوبم تبریک میگم / امیدوارم سال خوب و خوشی داشته باشید / هر روزتان نوروز / نوروزتان پیروز

تقدیم به شما:

tabrik   

    ۴                            ۸                              ۳                           ۱

تا سال دیگه خدا نگهدار

پیوست:

(این مطلب الان یعنی ساعت ۵۰ : ۱۵ داره نوشته می شه )

چند دقیقه ای به سال نو نمونده امیدوارم سال خوبی داشته باشید

نمیدونم چرا اما دلم خواست چیزی رو به شما هم بگم اونم اینه که می خوام تو سال جدید حداقل کاری رو که میتونم در قبال اصلاح خودم در کلیه امور انجام بدم از همین جا از تمام کسانی که تو این سال ازم ناراحت شدن و یا کاری از طرف من آزارشون داده عذر خواهی میکنم / فرصت نکردم برای دوستان خوبم پیغام بگذارم اما امیدوارم این وسیله ای نشه که دیگه بهم سر نزنید/ در انتها امید وارم سال خوب و خوشی داشته باشید/

به امید روزهای خوب برای همه

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 21:46 | لینک  | 

logo

سلام به همه دوستان

این دفعه برای دیر نوشتنم هیچ توجیهی ندارم از بابت دیر نوشتنم معذرت میخوام و فقط میگم که واقعا درگیرم دگیر مسائلی که آزارم میدن.

خوب میخواستم بنویسم از مسائل هنری این شهر یعنی قزوین دوستانی که قزوینی هستند ویا اینکه اینجا زندگی میکنند میدونن که اوضاع هنری این شهر کاملا قمر در عقربه و کاملا بی برنامه با کمی تاخیر مینویسم که سومین جشنواره هنرهای تجسمی این شهر خیلی خیلی ابتدایی برگزار شد و جالب اینکه به جای اینکه از سالهای قبل خودش بهتر و رو به رشد تر باشه افتضاح تر بود جالب اینجاست که جشنواره های قبلی به خودی خودشون کلی ایراد داشتن چه برسه به این جشنواره.

توی این شهر وقتی میخوای از هنر حرف بزنی باید اول دنبال هنرمند بگردی چون تو این شهر هنرمندای زیادی هستن اما مگه هنر فقط چیزی هست که خلق میکنی و یا یه هنرمند باید رفتار درست هم داشته باشه و خیلی چیزای دیگه توی این شهر میتوی فریاد بزنی و بگی خسته شدم اما کیه که صدات به گوشش برسه کسانی که وقتی بفهمن خسته شدی میان و حالتو میگیرن و کلا حذفت میکنن تو رو خدا میبینین اینجا چه شکلیه یادمه یه دفه با دوستی صحبت میکردم با اینکه یه قزوینی بود و من به جهت جمع آوری بانک اطلاعاتی هنرمندای قزوین بهش زنگ زده بودم میگفت من قزوینی نیستم مگه تو این شهر وقتی خواستم کتابمو چاپ کنم کمکم کردن و قتی خواستم یه حرکت جدید بکنم حمایتی شد ؟؟؟! اون روز گفتم با چه آدم متکبری روبرو هستم اما الان کل حرفاش رو میفهمم باور کنید راست میگفت / دوستان خوبم باید بیشتر براتون بگم اما میدونم از حوصلتون خارجه همش رو یدفه بگم پس برای همین بقیشو بعدن مینویسم

در ضمن از تمام دوستانی که با نظراتشون شرمنده میکنن ممنونم

خدافظ

 

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 22:14 | لینک  | 

log

سلام ممنونم از تمام لطف های دوستان که چه با ایمیل و چه با نظراتشون موجب شدند که من مطمئن بشم وبلاگم خواننده های زیادی داره و همین هست که من رو خوشحال میکنه

دوستان خوبم اگر توی این هفته ها میدید که دیر آپدیت میکردم دلیلش این نبود که نخوام بنویسم من خواستم دوستان بیشتری بتونن استفاده کنن از مصاحبه ای که رو وبلاگ گذاشته بودم

قصد دارم کمی از اتفاقات هنری این شهر بنویسم که واقعا عذاب آور شده ولی موکول میکنم به فردا شب فعلا چند تا عکس میذارم از جلسه ای که چند ساعت پیش توش بودم و توی این جلسه تصمیم گیری شد که انجمن وبلاگ نویسان  راه اندازی بشه از همین جا هم دعوت میکنم از وبلاگ نویسان که به جلسات ما تشریف بیارن

اینم از عکسها :

veblognevisan

جلسه مهمی که....

jalaeh2

ایشون خیلی سعی کرد رئیس بشه و شد...

alireza

سمت چپیه  ( منظورم سمت چپ شماست !)عشق منه یه آدم کاملا سرگرم کننده

فعلا بای

 

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 20:44 | لینک  | 

log

باید بگم دیر آپدیت کردم تا افراد بیشتری بتونن از مصاحبه استفاده کنن در هر صورت تاخیرم رو ببخشید / راستی یه خبر هم بدم اون هم اینکه سایت شخصی من به زودی راه اندازی میشه و فکر میکنم اتفاقات تازه ای هم به همراه داشته باشه.  my site

ادامه مصاحبه با هادی حیدری (کاریکاتوریست)

HADI


15- نقش خانه كاريكاتور را در تبيين جايگاه كاريكاتور چگونه مي‌بينيد؟
خانه كاريكاتور نقش مؤثري داشته است و اين نقش را نمي‌توان انكار كرد؛ منتها خانه كاريكاتور يك نهاد دولتي است و طبيعتاً اين وابستگي دست و بال اين نهاد را بسته. من مطمئنم كه اگر اين نيرو گسترده‌تر بشود و در يك نهاد غيردولتي مثل NGO ها مشغول به فعاليت بشود، قدرت مانور بيشتري دارد و از سيطره دولتي بودن خارج مي‌شود و اين به نظر من عامل پيشرفت است. ولي چيزي كه بايد بگويم، اين است كه تا الان خانه كاريكاتور با برگزاري كلاس‌هاي آموزشي و نمايشگاه‌ها و همچنين انتشار كتاب، نقش غير قابل انكاري را در رشد كاريكاتور داشته.
به هر حال، هر حركتي نياز به يك تحول دارد و اين تحول باعث پويايي مي‌شود، در غير اين صورت بايد منتظر ركود هم بود.
16- خوب، مي‌رسيم به يك سؤال تقريباً خاص، آقاي حيدري، كليد معماي كاريكاتور در درونتان چگونه پيدا شد؟
مي‌دونيد چيه، هنوز اين معما حل نشده، بايد گفت كليد پيدا شده، اما حل نشده؛ چون اينقدر رمز‌آلود و معماگونه است كه هرچه به جلوتر مي‌روم به معماهاي بزرگ ديگري برخورد مي‌كنم.
ولي مي‌شود اين طور گفت كه كشش من نسبت به كاريكاتور به دوران دبستانم برمي‌گردد و من اين را مديون معلم خوب نقاشي دوران دبستانم هستم و بعد از آن كتابچه‌هاي جواد عليزاده كه براي من خيلي شورانگيز بود و عامل حركت شد.
17- هادي عزيز، آيا سوژه‌هاي كاريت را به دلخواه انتخاب مي‌كني و يا اين كه براي مثال سردبير با شما تماس مي‌گيرد و درخواست يك كاريكاتور براي يك سوژه مي‌دهد؟
من شايد توي كاريكاتور از سردبير كمك بگيرم، منتها ايده‌ها شخصي است؛ منتها اگر كاري را براي روزنامه‌اي انجام بدهم، اغلب اتود كار را به سردبير نشان مي‌دهم، اگر پذيرفت، اجراي نهايي مي‌كنم و اگر هم نظري داشته باشد كه ممكن است مرا به جاي جديدي برساند، قبول مي‌كنم. مطمئناً ارزش و انديشه كاريكاتوريست به آثاري برمي‌گردد كه به واسطه تفكر شخصي خودش شكل گرفته نه چيزهايي كه به او القا شده است. من با ديدن و شنيدن كاريكاتور مي‌كشم و به اين ايده‌ها مي‌رسم.
18- انتظارات تو و نسل جوان كاريكاتوريست از نسل‌هاي قبلي چيست؟ با توجه به اين كه شما الان جزو كاريكاتوريست‌هاي جوان اين مملكت هستي؟
كاريكاتوريست‌هاي قديمي در حقيقت ميراث كاريكاتور نسل قبل هستند. مي‌شود اين طور گفت كه اين دوره‌ها مانند يك دو امدادي است؛ آنها تا يك جايي از راه را آمدند و حالا به نظر من تحويل نسل جوان مي‌دهند، چيزي كه ما تحويل مي‌گيريم چوب تجربه است كه به واسطه مشورت از آنها مي‌گيريم و به نسل بعد تحويل مي‌دهيم. البته من يك مشكلي دارم و آن هم، اين است كه مسؤوليت اجرايي ساختار كشور ما حالت چرخشي ندارد و بعضي از كساني كه قديمي هستند، اگر مسؤوليت پيدا كردند، قائل نيستند كه اين مسؤوليت را به جوان‌ها منتقل بكنند. ما بايد اين چرخش را داشته باشيم و البته به واسطة بزرگترها به سمت و سوي بهتري برويم.
انتظارمان اين است كه آنها نقش آموزگار و مشاور دلسوز را براي كاريكاتوريست‌هاي جوان ايفا كنند.
19- هادي عزيز، از چه نوع كاريكاتورهايي خوشت مي‌آيد؟
كلاً گرايش به كاريكاتورهاي سياه دارم، چون از لحاظ تكنيكي و هم معنايي احساس مي‌كنم غني هستند؛ البته اين به اين معنا نيست كه كاريكاتورهاي فانتزي را نمي‌پسندم.
20- خوب، حالا با اين صحبت‌ها از چه كاريكاتوريست‌هايي خوشت مي‌آيد؟
من تقريباً همه را دوست دارم، اما با كارهاي توكا نيستاني ارتباط بيشتري برقرار مي‌كنم؛ از كاريكاتوريست‌هاي خارجي هم فكر مي‌كنم برات هولند و كاريكاتوريست چهره (ديويد واين).
21- اين نظر را قبول داري كه خيلي‌ها يك روزي به ته خط مي‌رسند و هيچ خلاقيتي از خودشان بروز نمي‌دهند؟
ببين، اين بستگي به آدم‌ها دارد، چون خلاقيت مثل بنزين ماشين نيست كه بگويم چه موقعي تمام مي‌شود. خلاقيت يك چيز دروني است و اين به ميزان جستجوگري فرد بستگي دارد، آيا به تكرار خواهد افتاد يا اين كه بازار خلاقيت را از او مي‌گيرد و يا با كليه مشكلات كاري باز هم در حال جستجو هست.

HADI2

22- خوب هادي، كمي هم از اينترنت بگو و از فعاليت‌هاي خودت در اينترنت؟
ما از سال 81 به بعد با يك افت جدي توي كميت آثار منتشر شده در روزنامه‌ها مواجه هستيم و شايد مسؤولين و سردبيران روزنامه‌ها ديگر حاضر به هزينه‌ كردن سياسي چاپ كاريكاتور نيستند، چون بسياري از روزنامه‌ها كه شكايت داشتند بابت كاريكاتور مورد مؤاخذه قرار گرفته بودند.
من نياز به يك سايت را حس مي‌كردم كه بتواند اخبار را بگويد و تريبوني بشود براي منعكس شدن افكار و آثار كاريكاتوريست‌ها، بنابراين در تير ماه سال 82 سايت شخصی ام رو را راه انداختم و خيلي با سرعت توانست جاي خودش را باز بكند، تا جايي كه به پربيننده‌ترين سايت شخصي تبديل شد. البته در عرصه كاريكاتور جالبه كه به جز ايراني‌ها، خارجي‌ها هم مخاطب اين سايت هستند. اين سايت مي‌تواند آغازي باشد براي كاريكاتوريست‌هاي فعال كه امكان انتشار ندارند، به نوعي مي‌توانم بگويم نهضت كاريكاتورهاي اينترنتي را راه‌اندازي كرده است. سايت، امكان دريافت عكس‌العمل مخاطب را به كارها ايجاد مي‌كند كه اگر اين عكس‌العمل‌ها با ديد مثبت باشد، باعث اصلاح آثار و تشويق كاريكاتوريست‌ها مي‌شود.
23- تا الان شده كه به خاطر معذوريت‌هاي سياسي ايده‌اي داشته باشي و نتواني به تصوير بكشي؟
بارها و بارها، به هر حال ما كشوري هستيم كه روي خط قرمزها مثل كاموايي كه دور و بر ما است و مثل تاري كه دور ما پيچيده شده، حركت مي‌كنيم و بايد مراقب باشيم پايمان را فراتر نگذاريم و به يك خودسوزي ناخواسته تن ندهيم، چرا كه شايد وجود حرفه‌اي را از دست بدهيم و ديگر نتوانيم اثري را خلق كنيم.
24- آقاي حيدري، از لطفتان سپاسگزارم و ممنونم كه تا ديروقت پاي مصاحبه نشستيد و به سؤالاتم پاسخ داديد.
من هم تشكر مي‌كنم از شما.

آدرس سایت هادی حیدری http://www.haditoons.com

خدانگهدار

نوشته شده توسط شهاب اشتری در ساعت 19:59 | لینک  |