مصاحبه با هادی حیدری کاریکاتوریست بسیار خوب کشورمون در یک فضای کاملا صمیمی انجام شد یک چیزی رو باید اعتراف کنم اون هم اینکه هادی عزیز به شدت آدم باحالیه و اگه اغراق نباشه از همه نظر کامله این مصاحبه که حدود ۴ ساعت به طول انجامید در طبقه فوقانی نشر ثالث انجام شد البته از ساعت ۶:۴۵ شروع شد تا ساعت ۴۵ : ۸ و ادامه مصاحبه یه جای دیگه صورت گرفت که در نهایت ساعت ۱۵ : ۱۰ شب تموم شد امیدوارم خوشتون بیاد در ضمن این قسمت اول مصاحبه هست در روزهای آتی ادامه مصاحبه رو میتونید دنبال کنید .
شهاب اشتری

۱ - لطفاً بيوگرافي؟
متولد زمستان 1356 - متأهل - فارغالتحصيل كارشناسي نقاشي - از سال 73 كار حرفهاي را با گلآقا و بعد روزنامه جامعه، نشاط و عصر آزادگان پيگيري كردم. دبير سرويس طرح و كاريكاتور روزنامه مشاركت در سال 78 شدم و بعد از آن دبير سرويس طرح و كاريكاتور نوروز و اين بين در هفتهنامه عصر ما كه يك هفتهنامه تئوريك بود، كار ميكردم. مدتي كاريكاتوريست ياس نو شدم و بعد از آن وقايع الاتفاقيه كه در ماههاي آخر به عنوان مدير هنري فعاليت كردم. اولين كتابم با نام «ادبيات كاريكاتور ايران در عصر اصلاحات» امسال منتشر شد. البته بعد از حدود 2 سال كه در ارشاد خاك خورد، بالاخره توانست توسط انتشارات روزنه مجوز بگيرد. همچنين با روزنامههايي مثل آفتاب امروز، آزاد، شرق هم به صورت وقفهاي كار كردم و حالا هم به جز كاريكاتور، براي گذران عمر و علاقهام، كارهاي تبليغاتي ميكنم. در شهريور امسال مدير هنري روزنامه روند اقتصادي بودم و در آخر آخر هم مدير هنري ماهنامه آيين هستم.
۲ - مهمترين اتفاق در زندگي هنريتان چه بوده؟
مهمترين اتفاق اين بود كه براي اولين بار بعد از انقلاب كاريكاتور يك روحاني را كشيدم و آن روحاني كسي نبود جز سيد محمد خاتمي كه در يك مراسم رسمي كه بازتاب خبري گستردهاي داشت، به آقاي خاتمي هديه كردم. من فكر ميكنم براي كاريكاتور ايران يك اتفاق بزرگ بود، براي خودم هم همين طور. شايد سايت شخصيام را هم بتوان جزو اتفاقات بزرگ زندگيام حساب كرد؛ سايتي كه در سال 2004 نزديك به سه ميليون بازديدكننده داشت.
۳ - هادي عزيز، كمي در مورد آثارت بگو؟ راضي هستي؟
در مورد كارهاي خودم نميتوانم صحبت كنم؛ اين وظيفه صاحبنظرها است؛ ولي مطمئناً خيلي راه مانده، من هميشه در حال جستجو هستم، شايد حركت لاكپشتي پيدا كنم، اما سعي ميكنم درجا نزنم؛ سعي ميكنم امسال با سال بعد فرق كند و قدمي رو به جلو داشته باشم. اثر هنري بايد حتماً با مخاطبش ارتباط برقرار كند، كما اين كه كساني هستند كه كارهاي مرا دوست ندارند و خيليها هم هستند كه ارتباط خوبي با آثارم برقرار ميكنند.
۴ - هادي، از نظر تو چه كاريكاتوري را ميتوان خوب ناميد؟
كاريكاتور چند ويژگي دارد: يكي طنز و يكي اغراق كه اين ويژگي مشترك همهي كاريكاتورها است؛ طبيعتاً هر كاري كه واجد اين ويژگي باشد و به علاوه بتواند ارتباط نزديكي با مخاطبانش برقرار كند و در عين حال از تكنيك قابل قبول و محكمي برخوردار باشد و همچنين بتواند معنا را عميقتر منتقل كند و مخاطب احساس همزادپنداري با اثر بكند، موفق است.
كاريكاتورها اگر بتوانند در بستر زمان خاصيت خودشان را از دست ندهند، ميتوانند تأثير بيشتري بگذارند؛ يعني اين كه هميشه پويايي داشته باشند.
۵ - آقاي حيدري، كارهاي شما فكر ميكنم از نوع تاريخ مصرفدار باشند؟ درسته؟
بله - اين نوع كاريكاتور جزو مهمترينها است كه در اروپا و آمريكا به شدت تأثيرگذار هستند و عموماً با ديالوگ همراه هستند.
كاريكاتور يك هدف كوتاهمدت دارد و يك هدف بلندمدت. كاريكاتورهاي من اغلب از نوع اول هستند. بعضيهاشون منتظر اتفاق خاصي هستند تا خلق بشوند. اين نوع كاريكاتور از اين جهت خوبه كه ميتواند خودش را با روز تطبيق بدهد. براي همين هم هست كه بستر رشد كاريكاتور را مطبوعات ميدانند؛ چون مطبوعات دائماً در حال انعكاس اخبار روز هستند. البته در اين نوع كاريكاتور ميتوان آثاري را پيدا كرد كه در عين به روز بودن قابليت ماندگاري داشته باشد و به اصطلاح عمر طولاني داشته باشد.
۶ - لطفاً بفرماييد وضعيت كنوني كاريكاتور ژورناليستي را چگونه ميبينيد؟
خوب، الان ما در دوران اُفول كاريكاتور ژورناليستي به سر ميبريم.
كاريكاتور ايران در 8 سال گذشته يك فراز بلند داشت و يك فرود وحشتناك. متأسفانه الان روزنامهها كه بستر اصلي براي رشد كاريكاتور هستند، حاضر به اين نيستند كه ستون خاصي را به كاريكاتور اختصاص بدهند و طبيعتاً خيلي از كاريكاتوريستها كه توي اين سالها كار ارائه ميكردند، الان به انزوا گراييدند و متأسفانه هنر هم تا عرضه نشود طبيعتاً مخاطب خودش را پيدا نميكند و از طرفي هم نقاط ضعف و قوتش مشخص نميشود و در نهايت پويايي خودش را از دست ميدهد.
توي سالهاي گذشته مثل بقيه مسائل ديگر مردم ما انتظاراتشان بالا رفت، منتها برآورده كردن اين انتظارات در حداقل بوده.
الان ما با انبوه كاريكاتوريستهايي روبرو هستيم كه به واسطه همين فضا متولد شدند، منتها الان با يك انباشت وحشتناكي از كاريكاتوريست روبرو هستيم كه نميتوانند آثارشان را منعكس كنند.
7- آقاي حيدري، از همين الان 30 ثانيه بهتون وقت ميدهم كه كاريكاتور من رو بكشيد؟
چه عجلهاي، صبر كن …
8- 10 ثانيه فورجه …؟
عجب، بفرماييد.

9- راضي هستيد؟
نه!
10- خوب، چقدر وقت ميخواهيد؟
حداقل 3 دقيقه.
11- بفرماييد؟

12- ممنون هستم، ميدونستم بيني من جاي زیادی براي اغراق دارد.
13- خوب، بفرماييد از اين كه اتفاقات شما را در مسيري قرار داد كه به يك كاريكاتوريست سياسي تبديل بشويد، خوشحاليد؟
من فكر ميكنم به هر حال در كشور ما همه چيز با سياست ارتباط دارد و مخاطب ما هم در دوران شكوفايي كاريكاتور آثاري را از ما طلب ميكرد كه حاوي موضوعات و نقدهاي سياسي باشد و من فكر ميكنم ساختار سياسي ما اينقدر قابل نقد هستند كه ناخودآگاه كاريكاتوريستها را به سمت خودشان ميكشانند. به نظر من، اين ساختارهاي سياسي هستند كه بايد توسط نقد اصلاح شوند تا بعد به بقيه برسيم.
14- آموزش كاريكاتور را در شرايط كنوني چقدر مثبت ارزيابي ميكنيد و فكر ميكنيد در ترويج آن مؤثر بوده است؟
آموزش كاريكاتور به شكل رسمي فقط در خانه كاريكاتور انجام ميگيرد. طبيعتاً به ميزان وسعتش تأثير داشته؛ حداقل ايجاد جرقههايي در افراد علاقهمند. طبيعتاً اين كافي نيست، اين آموزش ميبايست گستردهتر شود و همين طور سازماندهي و توسط يك نهاد صنفي پايهگذاري گردد. در كل ميشود با برنامهريزي پيش رفت و طبق برنامههاي درازمدت هنرجويان خوبي تربيت كرد، اما مسأله چيز ديگري است؛ وقتي يك سري نيرو تربيت ميشوند، قطعاً بايد فضايي را هم براي بروز خلاقيت آنها ايجاد كرد، صرفاً نميتوانيم تربيت كنيم و بعداً هيچ فضايي براي اعلام موجوديت هنرجويان نداشته باشيم.
اگر صنف به وجود بيايد، با قدرتي كه دارد ميتواند مجوز اين را داشته باشد كه كاريكاتوريستهاي جوان را كه در ابتداي راهند، در نشريات به كار بگيرد و از اين طريق فضاي مثبتي براي بروز خلاقيت در اختيارشان قرار بدهد.
در حال حاضر با حداقلها روبرو هستيم، مخصوصاً در تهران. من معتقدم در درازمدت ميشود حتي اين رشته را به صورت تخصصي و يا حداقل زيرمجموعة رشتههاي هنر و يا گرافيك داشته باشيم و واحدهايي را به صورت تخصصي به آموزش كاريكاتور اختصاص بدهيم.
ادامه دارد...
برای رفتن به سایت شخصی هادی حیدری inja کلیک کنید
سلام
ممنونم از تمام کسانی که با نظرات خودشون شرمنده ام کردند/ دوستان من ۵ روزی بود که به عنوان مدیر هنری بولتن هشتمین جشنواره سراسری نمایش عروسکی به شدت درگیر بودم و حسابی سرم شلوغ بود حتی مصاحبه با هادی عزیز که حدود ۶صفحه از اون بازنویسی شده بود به تعویق افتاد البته در حال حاضر جشنواره تموم شده و دارم صفحات پایانی رو ویرایش میکنم ابتدا دعوتتون میکنم به دیدن روی جلد اولین شماره بولتن :

حتما نظرتون در مورد این روی جلد میتونه کمک زیادی بهم بکنه / مطلب بعدی اینکه میشه گفت طراحی هام به شدت تغییر کرده شاید دیدن قباد شیوا رو بشه موثر ترین اتفاق در این زمینه دونست قباد شیوا نظر خاصی در مورد طراحی داره که کلیتش در منظر بعضی از دوستان نظرات عصر حجری هست اما من با توجه به گفته های آقای شیوا فکر میکنم از لحاظ منطقی کاملا درست باشه قباد شیوا بر این عقیده هست که طراحانی که با کامپیوتر کار میکنند و لزوما به واسطه این ابزار کار ارائه میدن گرافیست نیستند و نام اونها در کشور های اروپایی عروسک خیمه شب بازی هست البته من به شدت با این نظر مخالفت کردم اما آقای شیوا با نهایت صبر و حوصله پاسخهایی دادن که من هم قانع شدم و همین قانع شدن من موجب شد که دست به کارهای اساسی بزنم و در جهت رشد خودم سعی بیشتری بکنم حالا که به پوسترهام نگاه میکنم احساس میکنم تفکراتم چقدر محبوس شده بودند و فقط طبق یک سری دستورالعمل ها کار میکردند من امیدوارم که روزی بتونم یک گرافیست باشم نه یک عروسک خیمه شب بازی!
راستی این لوگوی وبلاگ خراباتی هست که امروز طراحی کردم :

خدافظ
سلام
میدونم که خیلی دیر کردم / باور کنید حسابی گرفتارم
بالاخره مصاحبه انجام شد با یک تفاوت اون هم این که با دونفر:
مصاحبه اولم با هادی حیدری کاریکاتوریست بسیار خوب کشورمون بود که در یک فضای کاملا صمیمی انجام شد یک چیزی رو باید اعتراف کنم اون هم اینکه هادی عزیز به شدت آدم باحالیه و اگه اغراق نباشه از همه نظر کاملا این مصاحبه که حدود ۴ ساعت به طول انجامید در طبقه فوقانی نشر ثالث انجام شد البته از ساعت ۶:۴۵ شروع شد تا ساعت ۴۵ : ۸ و ادامه مصاحبه یه جای دیگه صورت گرفت که در نهایت ساعت ۱۵ : ۱۰ شب تموم شد الان در حال بازنویسی مطلب هستم بعد از تموم شدن حتما میذارم اینجا تا اگر دوست داشتید استفاده کنید.

من و هادی
مصاحبه بعدی که شاید بشه گفت اتفاق مهمی برای من بود مصاحبه با قباد شیوا بود که در دفتر کارش صورت گرفت قباد شیوا یکی از طراحان بزرگ کشورمون هست که من شخصا علاقه خاصی به آثارش دارم ادامه این مطلب رو چون نیاز به توضیح خاصی داره بعدا براتون مینویسم//

قباد شیوا عکس : خودم
خدافظ
سلام به همگی
مخصوصا به اونایی که لطف زیادی بهم دارن و همیشه برام مینویسن
خوشحالم و حالم خوبه این هفته ای که داره میاد هفته خوبیه برام چون اتفاقات مهمی تو این هفته برام به وجود می یاد
چند تا نکته میگم و میرم:
۱ - از وبلا گ kharabati دیدن کنید چون نوشتار قوی داره و صحبت ها و مطالب جالبی در مورد عرفان و.... میگه بالای صفحه این وبلاگ نوشته شده (واگویه های من از عرفان و حقیقت)
۲- سر جدتون شما که تا اینجا می آیید زحمت بکشید نظر بدید میدونم مزخرف مینویسم اما شما دیگه بد تر نکنیدش نا امید میشم ها...
۳- یه لینک دیگه میدم و نظرم اینه که اگه نبینید از دستتون رفته خداییش توپه فقط من موندم تو کار مغر طراحش (inja click konid)
۴- با یه هنرمند توپ قرار مصاحبه دارم حتما مصاحبه رو می زارم اینجا تا شما هم استفاده کنید
۵ -عید غدیر مبارک

قربان شما و خدافظ
سلام
عجب برفی تا امروز ندیده بودم اینجوری برف بیاد خیلی خفنه اوهههههه
عشق است حالی به حولی تا الان اینطوری نوشته بودم؟![]()
خدایی دارم حال میکنم صفا / دوستان خوبم از نظراتتون راجه به مطلب زیر ممنونم حالا خیلی کوتاه راجع به نوشته پایین توضیح میدم:
ما همه معشوقه های خداوندیم نه ؟ ما همه قدرتمند ترین موجودات روی زمین هستیم / از امروز سعی کنید باور کنید فردا همان طور که شما میخواهید می گذرد / ذهن به همان صورت قابل پرورش است که یک سگ یا یک کودک / ذهن ماشینی است که باید عادات معینی را از طریق فرمول های شخصی بیاموزد / دوستان باور ما اتفاقات فردا را رقم خواهد زد فقط یک هفته تلاش کنید که باور کنید مطمئنا چیزهای زیادی بدست می آورید
من میخواهم یک گرافیست بزرگ شوم و میشوم به این شکل باوری در من شکل میگیرد که باید یک گرافیست خوب شوم پس میشوم بی هیچ شکی آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد شما مثلا میخواهید ماشین بخرید اما از وسعتان خارج است اگر همین حالا باور کنید که شما ماشین میخرید مطمئنا این اتفاق می افتد اینها همه نمونه های کوچکی هستند که اتفاق می افتند فکر کنید شاید چیز بهتری یافتید سعی میکنم واضح تر در مطالب بعد توضیح دهم الان خواهش میکنم فقط فکر کنید باور کنید اتفاقات عجیبی رخ خواهد داد .
خدافظ
